اگر بخواهيم تاريخ انقلاب اسلامي در استان بوشهر را ورق بزنيم و در انبوه صفحات آن، مردان بزرگ حماسه مبارزه با طاغوت را جست و جو كنيم و پيشگامان نبرد مقدس حق و باطل را بيابيم بدون ترديد نام حاج ماشاءالله كازروني بر تارك اين تاريخ درخشان با افتخار مي درخشد.

حاج ماشاءالله كازروني گنجينه مبارزه براي حاكميت اسلام و نظام سياسي ديني در استان بوشهر و خصوصاً دشتستان است. از 14 سالگي، آن زماني كه نوجواني بيش نبود مبارزه را شروع كرد و در مبارزات نهضت ملي همراه با مبارزان ردای مجاهدت بر دوش افكند و همه تهديدها را به جان خريد. روشنگري كرد از هيچ خطري هراس به دل راه نداد، با انتشار اعلاميه ها،  سخنراني ها و جلسات علني و مخفي به رسالت آگهي بخشی پرداخت و از دهه ي چهل به بعد به عنوان سربازي راستين و مقلدي متعبد براي امام خميني رضوان الله تعالي عليه به فعاليت پرداخت. آري اين مرد بزرگ گنجينه مبارزه است، در دهه سي و قبل از آن پيشتاز مبارزه است، از دهه چهل به بعد همينطور، به خصوص آنكه هر چه زمان مي گذشت ارتباطش با روحانیت و یاران امام خمینی افزايش مي يافت تا اينكه بيت او مأمن و ملجأ مبارزان خصوصاً روحانيت گرديد.

در روزهاي پر شور سال هاي 56 و 57 حاج ماشاءالله روزگار را به كام خود مي بيند و افق تابناك پيروزي را در جلوي چشمان خود مشاهده مي كند. اين مبارز خستگي ناپذير كه دوران مختلف و حتي روش هاي گوناگون را تجربه نموده است اين بار همه چيز را در اشاره انگشت هاي پير و مراد خويش امام راحل در مي يابد و با استعانت از خداوند و راهنمايي هاي امام راحل(ره) در مبارزه با طاغوت و رژيم سفاك پهلوي سر از پا نمي شناسد. بهترين رسالت او هدايت و ساماندهي مبارزه و اجتماع انقلابيون در مسير اصلي انقلاب كه همان گرايش به اسلام ناب محمدي است. با دعوت از روحانيون آگاه و مبارز براي سخنراني در محافل مختلف، دينمداري در مبارزه را تجديد می كند. خانه محقرش تبديل به دنياي بزرگ و آرمان هاي سترگ مبارزان مي شود و گويا باید همواره اين اتاق هاي كوچك، پایگاه بزرگ مبارزان تاریخ باشند. و بدين روي است كه مي بينم فوج مبارزان در اين خانه حضوري پر رنگ پيدا مي كنند.

مرد بزرگ ديار كهن ما، همه تهديدها را به جان مي خرد، او حتي متوجه مي شود كه دژخيمان رژيم نقشه ترور او را طراحي كرده اند تا به خيال خام خود مانع ظهور و بروز انقلاب در استان بوشهر و دشتستان شوند ولي باز هم وي ساكت نمي نشيند و هراسي به دل راه نمي دهد و همچنان با اراده اي قوي تر جريان مبارزه را دنبال مي كند. سرانجام انقلاب اسلامي با اهداف خدايي تحت رهبري امام بزرگ به پيروزي مي رسد. هر چند كه عده اي با پيروزي انقلاب اسلامي علي رغم آنكه عليه رژيم ديكتاتوري پهلوي مبارزه كرده بودند تاب همراهي با اهداف امام خميني را نداشتند و در اين ميان برخي از دوستان اين پير مبارز نيز بودند. ولي حاج ماشاءالله از آنجا كه در اين مسير جز خدا هدفي نداشت رسالت جديد خويش را دوباره بازيافت و گويا خود را آماده كرده كه حتي بسيار فراتر از گذشته در راه استقرار نظام جان نثار كند . و بدن دليل بود كه او كميته ي انقلاب اسلامي را تأسيس نمود و خود رأساً فرماندهي آن را بر عهده گرفت و حفاظت از نظام نوپای جمهوري اسلامي را بار دیگر مهمترين برنامه زندگي خود قرار داد.

او نه تنها وجود خويش را وقف انقلاب كرده بود بلكه خانواده ي خويش را نيز در خدمت نظام قرار داد و بدين گونه بود كه در راه اين مسؤوليت سنگين فرزند دلبند خويش را در مبارزه با ضد انقلاب و سوداگران مرگ تقديم اسلام و امام كرد.

با شروع جنگ تحميلي اين بار چريكي مقاوم و سربازی فداكار گرديد و تا مرحله ي شهادت به پيش رفت و اين افتخار را پيدا كرد كه مدال جانبازي را در بحبوحه ي نبرد به گردن آویزان کند.

گويا همه چيز فراهم شده تا اين مبارز راه خدا از همه ي آزمايش ها سرافراز بيرون بيايد. از خويش سرمايه گذاشته، در زمان طاغوت زندان رفته، شكنجه ديده و دربدري كشيده و حتی تا آستانه ی اعدام به پیش رفته و پس از پيروزي انقلاب فرزندش شهيد گرديده و خود در جنگ تحميلي جانباز گرديده ولي خم به ابرو نياورده و ذره اي در اراده خلل ناپذير او سستی .و رخوت ايجاد نگرديده است . ولي گويا خداوند هنوز مي خواهد اين آهن محكم را آبديده تر كند. اين بار نزديك ترين یار و همدم و همراه او در مبارزات، تسلي دهنده ي قلب مجروح او در لحظه هاي تنهايي، يعني همسر گرانقدرش كه عزيزترين عزيزان اوست در كمال ناباوري بر اثر فشار روحی ناشی از شهادت فرزند و جگرگوشه ی خویش شهید جاوید کازرونی او را تنها مي گذارد و به ديار باقي مي شتابد .

داغ از دست دادن این همسر باوفا و یار مهربان، که در لحظه لحظه مبارزه او را تنها نگذاشته و مونس تنهایی های او در غربت مبارزه علیه رژیم ستمشاهی بوده، كافي است كه اين پير مبارزه را بر زمين بزند و یا او را از ادامه ی مسیر باز دارد. ولي گويا اين ها هر كدام امتحان هايي هستند كه او را به خدا نزديك تر مي سازند.

مرد ميدان مبارزه سال ها و سال ها را در غم فراق همسرخويش گذراند و بر پيمان ابدي خويش استوار ماند و حتي حاضر نشد همسر ديگري بگزيند.

یکی از ویژگی های مرحوم حاج ماشاءالله کازرونی روحیه ی ولایت مداری و لایت پذیری بود. او رد پیچ و خم مبارزات و حتی خون به دل خوردن هایی که از جوانب گوناگون نصیب او می شد حاضر نشد لحظه ای از حرکت در مسیر ولایت دچار تزلزل شود.

اينك اين كهن مرد ديار ما با انبوهی از سوابق مبارزه در قبل از انقلاب و خدمات و مجاهدت های برجسته در بعد از پیروزی انقلاب به معبود خویش پیوسته است.

مبارزات و مجاهدات آقاي كازروني در تاريخ استان و حتي فراتر از آن منحصر به فرد است و همگان بايد تلاش كنند تا تمامي آحاد جامعه ي ما خصوصاً نسل جوان بيش از پيش با ابعاد شخصيتي اين مرد بزرگ آشنا شوند براي آنكه بحث به درازا نكشد برخي از ويژگي هاي ايشان را به اختصار متذكر مي شويم.

1 سبقت در مبارزه: به جرأت مي توان گفت هيچكس در استان بوشهر سابقه مبارزاتي عليه رژيم ديكتاتوري پهلوي آن هم با محوريت اعتقادات ديني به اندازه ی آن مرحوم ندارد.

2ـ ساده زيستي و دور از تعلقات دنیوی: براي اثبات دين مدعا كافي است سري به منزل ساده و صميمي و قديمي او بزنيد. منزلي كه با قبل از انقلاب هيچ تفاوتي نكرده است و در خيلي از موارد مخروبه شده است. آري او روز و شب خود را در اين منزل به ياد خاطرات گذشته سپري مي كند و با قناعت و مناعت طبع زندگي را سپري مي كند.

3ـ در همين راستا بايد گفت علي رغم آنكه از نظر مالي و اقتصادي شديداً در مضيقه است و به سختي روزگار را مي گذراند ولي تا كنون از سهميه ي جانبازي اش نیز توشه اي بر نگرفته است.

4ـ حافظه قوي و پشت كار در نويسندگي، هر چند كه مرحوم كازروني تحصيلات كلاسيك زيادي نداشت ولي تاريخ زنده و گویایی از 60 سال مبارزات مردم استان بوشهر بود.

كسي كه بسياري از رويدادهاي تاريخي استان بوشهر خصوصاً دشتستان و همچنين كشور را به خاطر داشت و آن ها را در قالب صدها مقاله آن را مكتوب كرد و در نشريات استاني به چاپ رسانيد

5ـ ولايتمداری و التزام عملي به مباني ديني، با نگاهي به زندگي نامه حاج ماشاءالله كازروني در مي يابيم كه در فراز و نشیب هاي زندگي و مبارزه، دوراني بوده كه در كنار كساني كه مبارزه مي كرده كه بعد ها به ملي گرايي اشتهار يافتند و چه بسا از اهداف انقلاب جدا شدند و بريدند ولي در مورد ايشان مي توان گفت علاقه اي كه به امام راحل و مقام معظم رهبري و حاكميت اسلام دارند آن قدري است كه هيچ تندبادي نمي تواند خللی در عزم راسخ او بنمايد.

6ـ حضور فعال در فعاليت هاي اجتماعي و سياسي و مذهبي ـ هر چند كه گذر زمان و كهولت سن باعث گرديد ايشان با انواع بيماري ها دست و پنجه نرم كند تا آنجا كه مجبور به انجام جراحی باز قلب شد ولي او اراده کرده بود كه تا آخرين لحظه ی زندگیش حضور خود را در صحنه هاي مختلف كم رنگ ننمايد.

هنوز به ياد دارم در راهپيمايي روز 22 بهمن سال 82 يا 83 بود كه همگام با مردم در اين مراسم پرشكوه شركت داشت و در ميانه راه دچار ناراحتي قلبي گرديد و مجبور شد كه روي جدول بولوار لحظاتي را بنشيند و علي رغم آنكه به سختي تنفس مي كرد باز هم خللي در روحيه اش ايجاد نشد. اين در حالي بود كه مدت زمان زيادي از عمل قلب او نگذشته بود.

7 ـ بي ادعايي او نسبت به نظام جمهوري اسلامي، بدون تعارف بايد گفت شاهد هستيم كساني را كه به خاطر برخي فعاليت هايي كه براي نظام كرده اند و از اين جهت صدماتي ديده اند معمولاً داراي توقعات هستند كه در خيلي از موارد بايد گفت بجا هم مي باشند ولي اين انسان بزرگ هيچوقت ادعايي نكرد و خود را طلبكار انقلاب و نظام ندانسته است در حالي كه بدون ترديد او حق بزرگي بر انقلاب دارد.

در پایان یاد و خاطره ی این مبارز بزرگ و فدایی امام و رهبری را که درست درایام پرشکوه دهه ی فجر که یادآور مبارزات ایشان در دوران 1357 بوده به معبود خویش پیوست، گرامی می داریم، امید است بتوانیم با شناخت بیشتر از مبارزات طاقت فرسای این اسوه مجاهدت راه او را ادامه بدهیم.

30 تیر 1399 - 07:27

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار